مثال های زیبای قرآن ج 2

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

مثال های زیبای قرآن
(امثال القرآن)
جلد دوم

ابوالقاسم علیان نژادی

بِسمِ اللّه الرحمنِ الرحیم

پیشگفتار
سخن گفتن پیرامون زوایاى مختلف قرآن ـ تنها نسخه شفابخش دردها و آلام بشر و تنها کتاب آسمانى محفوظ از تحریف و دستکارى ـ کارى بس دشوار است. به این جهت، دست به دامان معصومین : مى زنیم که طبق حدیث ثقلین همیشه با قرآن بوده و خواهند بود و چنگ زدن به دامان آنها در سایه قرآن موجب نجات و رستگارى است.
از میان احادیث و روایات بسیار فراوانى که در این زمینه وجود دارد، در این جا تنها به یک حدیث از امام رضا (علیه السلام) ـ که از جاودانگى و طراوت همیشگى کتاب خدا سخن مى گوید ـ قناعت مى کنیم؛ فرمود:
هُو حَبلُاللّه المَتینُ... الْمُؤدِّى إِلَى الْجَنَّةِ، وَالمُنجى مِن النّارِ، لا یَخلُقُ عَلَى الأزمِنَةِ وَ لا یَغِثُّ علَى الألسِنَةِ، لأنّه لم یُجْعَلْ لزَمانٍ دونَ زَمانٍ، بل جُعِلَ دلیلَ البُرهانِ وَالحُجّة على کُلِّ إنسانٍ1؛ قرآن ریسمان محکم (ارتباط) خداوند (با خلق او) است... ؛ قرآن هدایت کننده به سوى بهشت و نجات دهنده از آتش (دوزخ) است و بر اثر گذر زمانها، کهنه نمى شود و زبانهاى گوناگون، آن را به انحطاط نمى کشاند؛ چرا که قرآن براى زمان خاصّى قرار داده نشد بلکه راهنماى برهان و حجّت بر کلّ انسان گردید.
قرآن مجید دارویى است شفابخش براى تمام انسان ها در تمام دورانها.
قرآن همیشه و براى همه کس، مطالب تازه و نو دارد و هیچگاه نباید به آنچه مفسّران عالیقدر تاکنون گفته و نوشته اند، بسنده کرد که این خود قدر نشناسى از قرآن و عدم معرفت کافى نسبت به این عطیّه بزرگ و بى بدیل الهى است.
به این جهت کتاب هاى تفسیرى جدید اغلب مطالب تازه تر وکامل ترى نسبت به تفاسیر پیشینیان دارد؛ هرچند زحمات و تلاش هاى پر ارزش گذشتگان نباید فراموش شود.

کتاب حاضر
این کتاب، حاصل سه دوره از جلسات تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان است که توسّط مرجع عالیقدر جهان تشیّع، مفسّر قرآن کریم، حضرت آیة اللّه العظمى مکارم شیرازى «مدّظلّه العالى» بیان شده است.
این مجموعه که حاصل مطالب تنظیم شده و مدوّن فرموده هاى معظّم له است، پس از تحقیق لازم پیرامون مدارک و منابع آن، به عنوان جلد دوم «امثال القرآن» و مشتمل بر سى مثال قرآنى دیگر به شیفتگان معارف الهى و قرآنى تقدیم مى گردد.
در پایان لازم مى دانم از تمامى عزیزانى که به نوعى در تهیّه و نشر این اثر ارزشمند مساعدت داشته اند، مخصوصآ از حجّة الاسلام آقاى دهقانى که زحمت مقابله قسمت عمده آن را متقبّل شدند، تقدیر و تشکّر کنم.
پیشاپیش از پیشنهادها و انتقادهاى شما خوانندگان فاضل، که در تکمیل این اثر در چاپ هاى بعد مؤثّر خواهد بود، قدردانى مى کنم.

خداوندا! ما را با قرآن زنده بدار!
با قرآن بمیران!
و با قرآن محشور فرما!
آمین یا ربّ العالمین.

رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا اِنَّکَ اَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلیمُ
حوزه علمیّه قم ـ ابوالقاسم علیان نژادى
بهار 80

مثال سى و یکم

مثال هاى کافران

خداوند متعال، در آیه 48 سوره إسراء، مى فرماید:
اُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلاً
ببین چگونه (کفّار) براى تو مَثَل ها زدند؛ در نتیجه گمراه شدند، و نمى توانند راه حق را پیدا کنند.

دورنماى بحث
این مثال بر خلاف مثال هاى گذشته و آینده است؛ زیرا مثل هایى که خداوند مطرح کرده است، براى روشن شدن مطالب پیچیده عقلى و دور از حسّ است؛ ولى آیه مَثَل اشاره به مثل هایى دارد که از زبان کفّار درباره وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بیان شده است؛ از این رو، هدف خداوند از بیان مثل ها، هدایت مردم و هدف کفّار از بیان مَثَل ها، گمراهى آنان است.
شرح و تفسیر
براى روشن شدن این که کفّار چه مثل هایى براى حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بیان کرده اند، باید به آیات قبل از آیه مثل رجوع کرد؛ خداوند در آیه 45 سوره إسراء چنین مى فرماید:
وَ اِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَةِ حِجاباً مَسْتوراً
اى پیامبر! هنگامى که به تلاوت و قرائت قرآن (مجید) مى پردازى، بین تو و کسانى که ایمان به جهان آخرت ندارند، حجاب مستورى قرار مى دهیم.
حجاب مستور چیست؟
مفسّران در معنا و تفسیر «حجاب مستور» دیدگاه هاى مختلف دارند:
برخى معتقدند که منظور پرده واقعى و حقیقى است که مانع از دیدن افراد یا اشیاء پشت پرده مى شود. هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشغول تلاوت قرآن مى شد، بین آن حضرت و کفّار پرده اى حایل مى شد که آنها صداى آن حضرت را مى شنیدند ولى خود آن حضرت را نمى دیدند. «مستور» در
اینجا به معناى «نامرئى» است؛ یعنى، بین کفّار و پیامبر، پرده نامرئى وجود داشت که با چشم دیده نمى شد.
فلسفه این پرده نامرئى، این بود که به هنگام تلاوت قرآن، پیامبر آیاتى را قرائت مى کرد که باعث خشم و غضب کفّار مى شد؛ مثل آیاتى که در مذمّت بت ها و مشرکان و یا آیاتى که درباره پیروزى آینده اسلام و مانند آن نازل مى شد ممکن بود کفّار با شنیدن این آیات، در حال خشم و غضب بر پیامبر هجوم آورند و صدمه اى بر آن حضرت وارد سازند. به این جهت، هنگام تلاوت آیات قرآن، خداوند آن پرده نامرئى را حایل مى کرد.1
برخى دیگر از مفسّران بر این اعتقادند که جمله «حجاباً مستوراً» کنایه از حجاب معنوى، لجاجت، تعصّب، جهل و عداوت است. این صفات زشت که در مشرکان عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجود داشت، براى آنان به صورت حجابى درمى آمد که مانع از فهم آیات قرآن مى شد. قرآنى که براى همه مایه هدایت و روشنى قلب هاست، در این افراد به خاطر وجود این حجاب هاى پنهانى اثر نمى کرد.2
بنابر هر یک از دو تفسیر، آیه در مقام بیان این مفهوم است که چنین حجابى در بین پیامبر (صلی الله علیه و آله) و کفّار وجود داشته که مانع از نفوذ آیات قرآن در آنان مى شده است.
در آیه 46 همان سوره مى فرماید:
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ اَکِنَّةً اَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فى آذانِهِمْ وَقْراً و اِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِى الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى اَدْبارِهِمْ نُفُوراً
و بر دل این کفّار پرده هایى مى افکنیم که این پرده ها مانع فهم آنها مى شود و در گوش هایشان سنگینى قرار مى دهیم تا حرف حق را نفهمند و قرآن را نشنوند و هنگامى که پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد مى کنى، آنها پشت مى کنند و از تو روى برمى گردانند.
لجاجت و تعصّب کار را به آنجا مى رساند که به جاى آن که از باطل روى گردان شوند، از حرف حق روى مى گردانند، و بدترین بلا براى کفّار لجوج همین است.
از این رو قرآن در آیه 7 سوره نوح (علیه السلام) از زبان آن حضرت تعبیر عجیب و تکان دهنده اى دارد، مى فرماید:
وَ اِنّى کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا اَصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً
و من هر زمان آنها را دعوت کردم که [ایمان بیاورند و] تو آنها را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوش هایشان قرار داده و لباس هایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت استکبار کردند.
آن قدر مردم زمان حضرت نوح (علیه السلام) لجوج و نادان بودند که نه تنها انگشتان را در گوش خود فرو مى کردند، بلکه از جهت محکم کارى، لباس ها را نیز بر سر مى کشیدند تا حرف حق را نشنوند.
خداوندا همه ما را از بلاى خانمان سوز لجاجت و تعصّب بد حفظ فرما!
در آیه 47 همان سوره نیز مى فرماید: «نَحْنُ اَعْلَمُ بِما یَسْتَمِعُونَ بِهِ اِذْ یَسْتَمِعُونَ اِلَیْکَ وَ اِذْهُمْ نَجْوى اِذْ یَقُولُ الظّالِمُونَ اِنْ تَتَّبِعُونَ اِلّا رَجُلاً مَسْحُوراً» آیه به این مطلب اشاره دارد که برخى از مشرکان از قرآن فرار مى کنند و برخى دیگر به آن گوش مى سپارند؛ ولى هدف آنها از این استماع، شیطنت است و مى خواهند به این وسیله عیب جویى کرده، مانع هدایت مردم شوند. به این جهت، با هم نجوا و گفتگو مى کردند و مى گفتند: «این مرد (پیامبر) که این آیات قرآن را مى خواند «مسحور» است و شما (مسلمانان) جز از انسان مسحور، پیروى نمى کنید!»
بنابراین، یکى از مثل هایى که براى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى زدند، مَثَل «مسحور» بود.

مسحور یعنى چه؟
عرب جاهلیّت فکر مى کرد که بعضى از افراد بر اثر جن زدگى دیوانه شده اند؛ یعنى جن در آنها حلول کرده1 و آنها را «مجنون» مى خواندند و فکر مى کردند که دیوانگى بعضى دیگر بر اثر سحر ساحران است و آنها را مسحور مى دانستند.
بنابراین، مشرکان در مَثَل خود پیامبر را به انسان مسحور تشبیه مى کردند تا شاید بتوانند با این کار از اثرات سخنان جذّاب و گویاى پیامبر جلوگیرى نمایند.

* * *

از آیه شریفه مَثَل استفاده مى شود که مشرکان بیش از یک مثل ـ که بدان اشاره شد ـ براى پیامبر مطرح مى کردند که برخى از آنها: مسحور؛ مجنون؛ کاهن2؛ ساحر و شاعر است.

میزان الحکمة، باب 3294، حدیث 16436.

مجمع البیان، جلد 6، صفحه 418.

تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 147.

به همین جهت گاهى دیوانگان را کتک مى زدند تا جن از بدن آنها خارج شود.

کاهن به کسى گفته مى شود که از آینده خبر مى دهد و غیب گویى مى نماید و معروف است که کاهنان با شیطان ها و جن ها ارتباط دارند و خبرها را از آنها کسب مى کنند.

به همین جهت گاهى دیوانگان را کتک مى زدند تا جن از بدن آنها خارج شود.

کاهن به کسى گفته مى شود که از آینده خبر مى دهد و غیب گویى مى نماید و معروف است که کاهنان با شیطان ها و جن ها ارتباط دارند و خبرها را از آنها کسب مى کنند.

0

شناسه : 964-6275-07-9

تعدا صفحات : 223

تعداد جلد : 2

سال نشر : 1378

موضوع : قــرآن و تفسیـــــر

زبان : فارسی

مولف : حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

مترجم :

نویسنده : ابوالقاسم علیان نژادی

انتشارات : نسل جوان

قطع : وزیری